Sunday, December 28, 2008

عشق از نوع ايران امروز ... داستان كوتاه

سردي دستبند و كاغذ مچاله شده حكم اجرائيه مهريه ؛ مرد مبهوت را به ياد گرمي بوسه تازه
... عروسش انداخت كه با لبخندي دلنشين مي گفت تا ابد دوستت دارم
هشتم ديماه هشتاد و هفت

Saturday, August 2, 2008

هايكو


زيباي شبم
بگذار آسوده بتابد روزهنگام
پيرزن فرتوت
...
سياوش ، 11 امرداد ، در كسوف

...

مدتي بود كه بلاگي اينجا آپ نكرده بودم ، اما به اين معني نيست كه نمي نوشتم
گاهي آدم دلش نمي خواد همه دست نوشته هاش رو منتشر كنه

Monday, February 18, 2008

خاطره


عطر تو در سرسراي خانه ام

دشت لاله هاي وحشي را

به يادم مي آورد


....


و حضورت را

در قلبم


....


عكس : دوربين دات نت

Thursday, January 24, 2008

خيس مث بارون


....
باز وقتي هوا ابري ميشه
دل من پر ميكشه تو آسمون

ياد اون خاطره هاي خيس عشق
مي بره روح منو تا كهكشون

....
كاش مي شد كه دوباره تر بشم
....
عكس : صدف فراهاني

Saturday, January 19, 2008

شعله


....

هنگامي كه شمعي بر مي افروزم

يا آن دم كه عودي بر آتش مي نهم

ياد توست كه شعله را اثر مي بخشد

در آن دم

....

من آن شمعم

من آن عودم

....

Thursday, January 3, 2008

آغوش


....
دستان كوچك دخترك
آهسته در ميان دستهاي خشن او لغزيد
و مرد ناگهان
از درياي ژرف انديشه اش
بيرون آمد
احساس گرماي كوچكي
دستان سردش را احاطه كرده بود
آهسته آن موجود ظريف را
در بر كشيد
....