Sunday, December 28, 2008

عشق از نوع ايران امروز ... داستان كوتاه

سردي دستبند و كاغذ مچاله شده حكم اجرائيه مهريه ؛ مرد مبهوت را به ياد گرمي بوسه تازه
... عروسش انداخت كه با لبخندي دلنشين مي گفت تا ابد دوستت دارم
هشتم ديماه هشتاد و هفت

8 comments:

Unknown said...

بعضی وقتا ابد
فقط ی ماه. یک روزه یک ساعته


مهم نیست مدتش چقدر بوده
مهم اینه که تا همون ابد از ته دل عشق بورزی

Unknown said...

ببخشید جناب اقای میرزا قشم شم!!اگه این داستان کوتاه اونایی که سیمین بانوی دانشور و گلی ترقی و دولت ابادی و غیره و غیره می نویسن چیه؟؟لطفا اسم کس شعرهای من در اوردیت رو داستان کوتاه نذار،حداقل به احترام پیشینه ی ادبی ایرانی

Syavash Nosratollahie said...

خطاب به اين آقاي محترم بالايي
شما ديگه دم از ادب ايراني نزنيد لطفا ... از كامنت گذاري تون مشخصه كه چيكاره ايد
ولي بنا به احترام به آزادي عقيده كامنتتون رو پاك نمي كنم

Unknown said...

عزیز دلمی , خوشم میاد آخر دمکراسی ای خیلی هم قشنگ بود ... تا همه جای همه حسودا بسوزه

Unknown said...

و مرد آنچنان که آلتش در دستش بود،به لباس زیر زنش نگریست و گریست به یاد عشق بازی های روزهای آغازین که همیشه بزرگ ترین جای امن زندگیش بود
منم الان داستان کوتاه نوشتم؟؟؟چه راحته!حال میده...ایوول!آقا شما یه لطفی کن !!ننویس...حالا چه داستان،ه رمان چه کس شعر...ننویس!

Mental Stripes said...
This comment has been removed by the author.
Mental Stripes said...
This comment has been removed by the author.
Mental Stripes said...
This comment has been removed by the author.