Tuesday, September 1, 2009

بدون عنوان

... صبحدم دامانم آنچنان تر بود كه ندانستم تمام شب من باريده بودم يا آسمان بر من بي تو
هفتم شهريور ماه

Sunday, August 16, 2009

... دل سی پاره

شمعی داغدار در گوشه اتاق
سکوت مبهم زنجرگان
و عطر تن تو
که می تراود از میان تار و پود آن پیراهن گلدار
...
امشب نیز
تنها مونس خالی من
عشقی است که فریاد می کشد
در ویرانه های این دل سی پاره
...
بیست و سوم امرداد

Friday, July 31, 2009

هایکو

کویر خشک است
وجودم و تمنای بارش که موج می زند در دیدگانم
ابر مخمل پوش
...
سیاوش - نهم امرداد

... بدون عنوان

دیگه حتی حجم خیس اون پیراهن کوچیک بافته از گلبرگ گلای وحشیت هم برای پر کردن خالی من کافی نیس

Sunday, December 28, 2008

عشق از نوع ايران امروز ... داستان كوتاه

سردي دستبند و كاغذ مچاله شده حكم اجرائيه مهريه ؛ مرد مبهوت را به ياد گرمي بوسه تازه
... عروسش انداخت كه با لبخندي دلنشين مي گفت تا ابد دوستت دارم
هشتم ديماه هشتاد و هفت

Saturday, August 2, 2008

هايكو


زيباي شبم
بگذار آسوده بتابد روزهنگام
پيرزن فرتوت
...
سياوش ، 11 امرداد ، در كسوف

...

مدتي بود كه بلاگي اينجا آپ نكرده بودم ، اما به اين معني نيست كه نمي نوشتم
گاهي آدم دلش نمي خواد همه دست نوشته هاش رو منتشر كنه